تبليغاتX
دختران شیطان بلا

دختران شیطان بلا

بلا و ناقلا

                                                 قانونيه قانونی 

سلام...امروز داشتم مطالب وبلاگو ميخوندم که اگه يه موقع مشکلی داره برطرف کنم.وسط های صفحه بودم که يهو به اين فکر افتادم که اگه يه نفر مثله من آدم کم حوصله و کم صبر بخواد همه مطالبو بخونه و با من همکار بشه احتمال داره که هنوز به وسط صفحه نرسيده حوصلش سر بره و از خيره اين کار بگذره.به همين خاطر تصميم گرفتم که کليه مطالب وبلاگ رو و همه کاری رو که شما برای کسب درآمد عالی از اين سيستم و شروع فعاليتتون نياز داريد به طور خلاصه بنويسم.در صورتيکه مايليد که از تمام مطالب و اعتبارات شرکت اطلاع داشته باشيد يا اين صفحه رو يا گزينه save as از منوی file روی کامپيوترتون ذخيره کنيد و از سر فرصت و با حوصله و دقت بخونيد در غيره اينصورت فکر ميکنم اگه از همين لحظه ساعت سيستم رو يه نگاه بندازيد و زمان بگيريد ۱۰ دقيقه برای مطالعه خلاصه مطالب نياز داشته باشيد.شايد اين ۱۰ دقيقه بتونه تحولی در شما و ديدتون راجبه اين روش کسب درآمد داشته باشه و بتونه در آينده يه تحول خيلی عالی در ميزان درآمد ماهيانه شما داشته باشه و اگه بخوام بگم که ممکنه شما يک سال ديگه از اين تاريخ به بعد درآمد ماهيانه ای در حدوده يک ميليون تومان و يا بيشتر فقط از اين سيستم ((چون ما قراره بعد از اينکه شما از اين سيستم به درآمد قابل توجهی رسيديد و به ما و وبلاگمون اعتماد کافی رو پيدا کرديد با شما در سيستمها و شرکتهای معتبر و قانونی و به ثبت رسيده ديگه در ايرانه مون همکار باشيم.چون پيشرفت و موفقيت در همه زمينه ها بی انتهاست و پايانی نداره! فقط ما بايد ليياقتمونو برای پيشرفت بيشتر به دنيا نشون بديم و سرنوشتمونو خودمون به طور ايده آل برای خود و اطرافيانمون بسازيم.دنيا رو با نشون دادن قدرتتون مجبور کنيد که براتون سر تعظيم فرود بياره زندگی بهتر حق شماست پس حقٍ تون رو از دنيا بگيريد اين وظيفه شماست)) يه کمی طولانی شد!يه خورده احساساتی شدم ببخشيد!بله ميگفتم که در يک سال آينده اگه بگم گه درآمد شما فقط از اين سيستم ميتونه در حدوده يک ميليون تومان در ماه و يا حتی بيشتر باشه به هيچ وجه اغراق و بزرگنمايی نکردم و حقيقته محضو گفتم.

چکيده((خلاصه مطالب))

قسمت دوم : شرکتهای زيادی در ايران نيز اين موقعيت عالی را دريافتند و محصولات و خدمات خود را به اين شيوه در اختيار مصرف کنندگان قرار ميدهند و اين موقعيت عالی را در اختيار من و شما نيز ميگذارند که با آنها همکاری کنيم.((پس ما نبايد ساده از کنار اين موقعيت بگذريم و بيشتر راجب آن فکر کنيم تا بتوانيم بهترين تصميم را اتخاذ کنيم.يکی از اين شرکتها که فعلا مورد نظر وبلاگه ما ميباشد شرکت فرا نشر به شماره ثبت۲۰۲۵۰۰ واقع در پايتخت به آدرس((سعادت آباد-بلوار دريا-نرسيده به چهارراه مطهری-شماره۱۰۴-تلفن ۸۶۹۶۹۵۰-۸۶۹۶۹۵۱ -۰۲۱ ))ميباشد.سيستم فروش کتاب و خدمات آن ايران بين نام دارد و سايت آن iranbin ارتباط مستقيم ما با اين شرکت ميباشد و شما ميتوانيد برای کسب اطلاعات بيشتر و کاملتر به سايت اصلی اين شرکت نيز مراجعه کنيد .

پشتيبانان و سهامداران سيستم فروش{ايران بين} به شرح زير ميباشند: شرکت تجارت الکترونيک اريا به شماره ثبت 207695 http://www.aryaec.com و گروه کارت های اعتباری ايران در حال حاضر عنوان گروه کارتهای اعتباری ايران بعنوان يک نشان تجاری در سازمان ثبت علائم بين المللی و با مالکيت شرکت زرين کارت شهر به شماره 191726 به ثبت رسيده است .http://www.irancreditcardgroup.com/ سرمايه ثبتی اين شرکت در حال حاضر دو ميليارد ريال بوده که تماما پرداخت شده است و سهامداران آن عبارتند از :

• شرکت داده پردازی خراسان – 1365• شرکت صفحه سفيد -1376 • شرکت ايجاد ارتباطات بين الملل – 1379• شرکت تعاونی کارکنان انتشارات سروش -1381• شرکت
Ashco international - 1999 اين مطالب راجع به اعتبار شرکت رو به اين خاطر عنوان کردم که بدونيد با ما يا شخص ثالث ديگری طرف حساب نيستيد و مخاطب شما تعدادی شرکت معتبر ايرانی با پيشينه کاری درخشان ميباشند و فکرتون طرف خاطرات ناگواری مثل پنتاگونو و شرکنهای غيرمجازی مثل گلدکوئست و ای بی ال و الماس و گلدماين و امثال اون که همشونم شرکتهای بزرگ و معتبری هستند ولی فعاليتشون در ايران غيرمجاز تلقی ميشه به خاطره ندادن ماليات و خروج ارز از کشور.شرکت مخاطب ما و شما يک شرکت کاملا ايرانی و ثبت شده است و هدفشم توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانيه و البته پولدار کردنه منو شما !!!

اميدوارم که خيالتون راحت شده باشه و با دقت ادامه مطالب رو بخونيد و تصميمتونم بوجود آوردن ايرانی بهتر برای هر ايرانی هر ايرانی باشه!دست به دسته هم بديم و کشورمونو به سمت داشتن فردايی بهتر از نظر اقتصادی و فرهنگی سوق بديم.اون جوری که من فکر ميکنم اگه واقعا اين فرهنگ درست تجارت الکترونيک در ايران جا بيوفته و چند تا ديگه از اين شرکتها تو ايران شروع به فعاليت کنن((که خبره چند تاشونم دارم ولی هنوز اظلاعاتم کامل نشده))ديگه هيچ ايرانی ذهنش به خاطره مسائل مادی درگير نيست و شب بيداری نداره و زندگيرو به کام خودشو خونوادش تلخ نميکنه.((پول تو بانک گذاشتن خوبه با بهره ۱۵-۱۶ درصد ولی به جريان انداختنه يه خوردش به خاطره آينده بهتر تو يه سرمايه گذاری آينده دار امثال اين جور شرکتها فکر ميکنم خيلی بهتره نه؟))!

قسمت سوم:اين شرکت يه ثبت نام رايگان برای سفارش دادن داره که ما به اون فعلا کاری نداريم ولی يه ثبت نام ويژه هم داره که هزينه ثبت نامش ۱۴۰۰۰هزار تومن ناقابله که خداييش خداييش ديگه! تو اين دوره زمونه اگه بگم هيچه راست گفتم.بابا ۱۴ تومن اصلا مبلغی نيست که بخواد به حساب بيياد ولی وقتی جمع بشه تو کل ايران که ۷۰ ميليون جمعيت داره اونوقت چی ميشه؟!دست اون شرکت واسه سرمايه گذاريهاش بيشتر ميشه و سودی که به منو شما ميده هم به همين ترتيب زيادتر ميشه ((به جای اينکه بعضی ها فکر کنن که شرکت ميزاره در ميره فکرای خوب کنن نميدونم چرا ما ايرانيها به کج فکری عادت کرديم؟))شما خودتونو بزاريد جای رئيس اون شرکت وقتی ببينيد روزبه روز سرمايه شرکتتون زياد ميشه و درآمدتونم به همون نسبت و اين درآمد ميتونه تا آخر عمر برای خودتون و بعدشم وارثتون باشه به خاطره چند سالی راحت بودن خودتون و نسلتون رو از يک درآمد مادام العمر محروم ميکنيد پولای مردم رو ميزاريد در ميريد؟؟؟!!!خدا منو ببخشه که دارم در مورد يه آدم ديگه اينجور بد فکر ميکنم در حالی که اون نييتش يه ايرانه بهتر واسه منه ايرانييه.مغز بعضی آدما بايد شستشو پيدا کنه که از اين جور فکرای بد بد نکنن....بگذريم...

اين شرکت در قبال دريافت اين ۱۴ هزارتومن يه سری مزايا داره که سعی کنيد کاملشو از خود سايتش بخونيد...بعضی هاش مثله تخفيف روی محصولاتش((شما از تو خونتون ميتونيد يه کتابو ارزونتر از توی کتاب فروشی بخريد))ارسال رايگان سفارشهای شما تا دره خونتون((هر جای ايران که باشيد))و...و يه کارت اعتباری به نام آريا کارت((به نظر من هر ايرانی بايد يه کارت اعتباری داشته باشه برای خريد کردن که نبايد هميشه پول تو جيب آدم باشه))که داشتن يه کارت اعتباری به نام شما خيلی بيشتر از پولی که داديد ارزش داره ميبينيد که تا حالا عضويت خيلی بيشتر از ۱۴هزار تومان ميارزه...اماااااا مهمترين مزييتش امکان کسب درآمد از اين شرکته...به اين صورت که بعد از اينکه شما عضو شديد بايد اين شرکت و سايت عاليشو به دوستا و آشناهای زيادی که داريد معرفی کنيد و مزييتاشو واسشون بگيد تا اونها هم راقب شن که عضو ويژه شرکت باشن.به ازای هر دو نفری که توسط شما معرفی بشه شرکت به شما ۲ هزارتومن حق بازاريابی ميده و اون دو نفر هم هر کی رو که معرفی کنن چون به شما هم مربوط ميشه هم به شما نفری ۱۰۰۰ هزارتومن و هم به کسی که معرفيشون کرده ۱۰۰۰هزارتومن شرکت حق بازاريابی ميده.ميزان پورسانتها برای همه و تا هميشه يکسانه دو نفر ۲هزارتومان نفری هزار تومان .آره راست ميگين هزارتومن که پولی نيست بابا ارزش نداره...ولی يه خورده صبر کنيد ميبينيد که داره..

هنگام ثبت نام چنانچه مايل هستيد فقط يک سمت خود را رشد دهيد و فقط يک نفر را ميتوانيد معرفی کنيد و دوست داريد سمت ديگر شما به سرعت توسط وبلاگ ما رشد کند در هنگام ثبت نام جای شناسه معرف شناسه ما ELFA212912001را وارد کنيد و به شناسه سرگروه نيازی نداريد و اختياری ميباشد که وارد کنيد يا نه  :

 لطفا سمت و قسمت  چپ  را انتخاب کنيد.  

در ضمن سايت نسبت به حروف كوچك و بزرگ حساس مي باشد پس دقت كنيد.

مطمئن باشيد كه اين شركت مثل شركت هاي گلدكوييست و غيره سرتون رو كلاه نمي ذاره . خود منم روز اول مثل شما مي ترسيدم و مي گفتم چطوري 15000 تومان رو در اين راه خرج كنم . راستش مي ترسيدم همين يه ذره پول هم از دستم در بره.

خلاصه اينكه اگه مي خواين زود پولدلر شين بايد همين الان ثبت نام كنيد همه رو تشويق كنيد . جزييات كار رو در خود سايت در قسمت HELP مطالعه كنيد . پس از اينكه عضو عادي شديد . تا 6 روز مهلت داريد تا با ريختن پول به همون حساب ACCOUNT تون را فعال كنيد تا به جمع تجار بپيونديد . شماره فيش را به تلفني كه گفتم اطلاع بديد. همون موقع ACCONUT تون رو فعال مي كنند.

 

بعد از اون شما مي تونيد رشد زير شاخه هاتون رو پس از ورود به سايت با email  و پسوردي كه قبلا با اون فرم رو پر كرديد  گذاشتيد

( كه پس از فعال شدن به شما id  جديد داده مي شه كه با اون وارد شيد)مشاهده كنيد.

فراموش نكنيد كه شما براي عضو ويزه شدن حتما نياز به يك معرف داريد كه اگه معرف شناسه ما رو و سمت ما رو وارد كنيد خودتون خواهيد ديد كه چقدر زود زير گروه هايتان زياد خواهند شد و همچنين پولتون. در قسمت سرگروه مي تونيد هيچ چيزي ننويسيد. اگه سوالي داشتيد برام پيغام بذاريد :tannaz2003_n@yahoo.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 12:46  توسط الهه و شبنم  | 

سلام بچه ها . خوبين خوشين .

 

واي چقدر هوا گرم شده  آدم تو آفتاب نيم پز مي شه. ديگه نيازي به سونا هم نيست كافيه يه بار اتوبوس سوار بشيد تمام چربيهاتون آب مي شه.سوناي مجاني.

 خوب امروز لجم حسابي از يه سري فرهنگ ها در اومده گفتم بگم شما رو هم لجي كنم تا به اصطلاح همدردي كنيم با هم.

استغفرلله ، مي گن عزيزم دخترم فلن كم آرايش كن(در واقع مي گن نكن) بعد كه عروسي كردي هرچي دلت خواست ارايش كن. والا ادم چي بگه به اين آدمها . اخه جماعت خداو كيلي شرم نيست زني كه هر شب پيش شوهرشه . صبحها با آرايش غليظ بياد تو خيابون كه مردها رو جذب كنه . بابا جون اين زنه مثلا ، مثلا مي گن برين ازدواج كنين تا نصف دينتون كامل شه، نه از فرداش  بياين تو خيابون با چشم و دل باز، آماده تر و عاقل تر از ديروز مرد ها و پسر هاي مردم رو تور كنيد.  بعد مياين به دختر به اون نازي و ماماني مي گن عزيزم دختر به سادگيش قشنگه . بابا دختر زيبايي رو دوست داره ، اونم دختر ايروني با او خوش سليقه گيش . با اين مانتو و شلوار مذخرف تو رو خدا نگاه كنيد چه تيپهاي قشنگي مي زنن. به خدا هنر با يه مدل لباس بشه هزار تيپ خوشگل مشگل زد. حالا خودشونو بگو زمان شاه كه جوون بودن با هزار تيپ و قلم آرايش ميومدن بيرون . تازه كسي هم نگاه چپشون نمي كرد . تشويق هم مي شدن . هزاران تفريح هم داشتن كه منو تو تو اين جماعت آخوندي بايد خوابشو ببينيم . بعد كه حالا سني از خودشون گذشته و ديگه مي دونند جذابيتي مثل جوونيشون ندارند از حسادت ميان به ما اينطوري ميگن. حالا تازه از اين مساله هم بگذريم پسر هاي ما حسود و بخيلن. بابا دختر تا بهشون جواب بله ميده از فردا زبونشون دو متر رشد ميكنه كه مثلا عزيزم رژت رو كم رنگ تر بزن .آرايشتو كمتر كن. مانتو رو بلند تر كن. بعد پدر سوخته فردا خودش مي ره تو خيابون (تازه به اسم زندار) يه دختر با همون قيافه ميبينه . تو دلش ميگه ( فتبارك الله اخلق احسن الخالقين) . از خداشه دختر يه نگاه بهش كنه . بعد هم مياد به زنش اونجوري مي گه . آي خانم ها اينقدر به شوهراتون يا دوست پسرهاتون  رو نديد . اين مريخي ها از اون جونوران كه نگو .( از ان نترس كه هايو هوي دارد از ان بترس كه سر به زير دارد. خلاصه از من گفتن بود.) خوب تا پسر ها بيشتر از اين دماي خونشون بالا نزده و يه بلايي سر من در نيووردن من در برم . باباي ونوسيهاي دوست داشتني.

 

قربونتون الهه
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 14:40  توسط الهه و شبنم  | 

 

سلام   خوبين ؟

واااااااااااااااي يه ماهي ميشد نيومده بودم . چقدر دلم براتون تنگ شده بود. اما خوب ديدم شبنم سنگ تموم گذاشته فدات جيگر . يادت نره دختر  يه ماچ برام بفرستي.

 

امروز مي خوام براتون از پانشيون بانوان بگم . واي الان حتما پسرها دهنشون كف كرده . فضوليشونم گل.

يادش بخير يه دوست داشتم تو پانسيو اتاق گرفته بود . البته پانسيون نبود خونه خاله  بود . يه ديوونه خونه باحال. دو طبقه ساختمان . بالاييه  با پاييني ها هميشه دعوا داشتن. سرپرست پانسيون يه خانمه بود ترشي زده .

 

خلاصه بچه ها همه با حال . يكي از يكي شيطون تر . بيچاره اون خانمه هم مريض رواني بود همش قرص مي خورد . آخه دختر بودن كه يه پاچه نيش عقرب . واي نبوديد وقتي دعوا مي شد  دمپايي و ملاقه .و خلاصه هر چي دم دست بود تو سر هم پرتاب مي كردن . يه ده نفري هم اين وسط  جفتگ مي نداختن.

بچه هاي پانسيون همه سيگاري بودن . اين زنه  ميومد التماس بچه ها كه سيگار نكشيد ضرر داره . اگه بيان بازرسي منو بدبخت ميكنن و از اين حرف ها.

خلاصه ساعت 12 كه مي شد بساط قليون پهن بود هي يه خورده مي كشيدن يه خورده عطر مي زدن.  صداي نوار هم كه بلند . حالا نخون پس كي بخون . همه دختر هنري بو دن و شاد. زنه هرچي به در مي كوبيد كه ساكت كسي گوش كن نبود . خدا وكيلي زنه بايد مي رفت خانه سالمندان نه مي رفت پانسيون مي زد تا آخره عمري ديوونه شه. خلاصه هر شب سر تلفن دعوا بود .يه تلفن 3 دقيقه اي گذاشته بود تو راهرو . گدا. بچه ها هم زرنگ بودن رفته بودن يه كارت تلفنو سوراخ كرده بودن مجاني استفاده مي كردن . خلاصه همه از صبح تا شب دنبال همين يه كارت بودن . جالب اينجا بود كه زنه تلفن ها رو ساعت 11 قطع مي كرد.( آخه مگه مي شد اين همه دختر ناناز . هر كد.م كم كم يه ساعت هم مي خواستن شب با دوست پسرشون حرف بزنند ميشد . شب تا صبح. واااااااااااااااااي قسمت جالبش اينجاست يه شب يه دختره داشت با تل حرف مي زد . زنه وامد گفت كه مي خوام تلو قطع كنم . زود تمومش كن . دختر ه هم بدون اينكه محل بذاره هي  حرف مي زدو مي خنديد . واي چشمتون روز بد نبينه زنه زد تلو وسط كلام دختر قطع كرد. ساعت 12 شب يه فشقرقي شد كه نگو. اون يه فحش مي داد اون يكي بدترشو .  دختره از اون حريف اندر حريفا بود كه همه جا اشنا داشت . زنه بدبخت اينقدر به خودش فشار اوورد كه بتونه دعوا كنه و اخر كار هم رعشه گرفت براش آب قند آوردن. تهديد هم كرد كه فردا مي رم پليس مي ارم تا بساط قليون تونم جمع كنه. بهش هم مي گم بعضي هاتون شب مي ريد پيش دوست پسر هاتون مي خوابيد. بيچاره بدبخت ، بچه ها به جاي اينكه حساب ببرن مسخرش مي كردن اخه ميدونستن از ترس اينكه پانسيونش بسته نشه اين كارو نمي كنه. آخه اونجوري مجبور بود همه رو بيرون كنه. خلاصه انشب هرچي يسگار داشتن دود كردن. بعدشم تا چند ساعت پاك سازي . هرجي پوستو و.... داشتو ريختن تو يه پلاستيك . كه فردا صبح اولين نفري كه رفت بيرون اونها رو هم همراه خودش بريزه توي سطل آشغالي يه كوچه بالاتر.  جالب بود نه . تو راهرو يه ويديو بود كه مدام فيلم زبان اصلي مي گذاشت . يه تلفنه ديكه هم بغلش كه اگه مزاحم تلفني زنگ مي زد يه ده نفري تو صف بودن كه حالشو بگيرن.

تازه اينكه چيزي نيست يه شب يه دختره داشت با لباس زير تو راهرو قدم مي زد . زنه هم عصباني بر گشت گفت خانم مگه اينجا كنار درياست كه اينطوري اومديد . جاتون سبز تا ساعت 3 بزن بزن بود. يه حالي كرديم كه نگو .

خوب ديگه آقايون بسشونه زياديشون مي شه. شب خوابشون نمي بره.

 نوشته شده توسط الهه

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 1:38  توسط الهه و شبنم  |