2روووووووووووووود فراوان به همه عزیزای خودم….
حالتون چطوره؟ مثل من که خوب خوب هستید؟ امیدوارم که همینطور باشه…
نمی دونم چند ماه شد که نتونستم اینجا بنویسم اما دوست نانازی خودم الهه جونم که صد تا بوس براش از همینجا میفرستم زحمت کشید و میدونو خالی نکرد…
اینکه این مدت کجا بودم که وقت نوشتن نداشتم و نمی گم تا این پسرا ی جورایی آتیش بگیرن
…
ی چند وقت پیش ی سر ایران رفتم، خیلی چیزا تو ذوقم خورد که به بعضیاش اشاره میکنم:
- اس ام اس ها ( یا به قول اونایی که نشستن تا ی لغت رو سریع فارسی سازی کنن : پیامهای کوتاه) که مخصوصا این پسرای تازه موبایل خریده ثانیه ثانیه برای هم میفرستن و چیزی جز ی مشت جک بد و بی ادبی نیستش.
تو همین قسمت جالبه به کلیپهای ساخته شده توسط همین پسرای درپیت هم اشاره کنم که توی حافظه موبایل (تلفن همراه) اکثرشون هم هست : مثل اخبار سراسری افغانستان و یا گوشه هایی از برنامه 90 و علی دایی …. ![]()
- تکثیر فیلم سکس یک بازیگر ایرانی. که این یکی که دیگه ایرانو ترکونده بود. ی روز بعدازظهر که دعوت ی سری از دوستای گل قدیمیم بودم ( به قول بروبچه های پاک بسیجی توی ی پارتی) متوجه شدم که انگار فقط منم اونجا که فیلمو ندیدم. بعضی طوری تعریف میکردن که انگار بالغ بر 100 بار فیلمو آنالیز کردن. ![]()
- قیمت بالای تخم مرغ که به 100 تومان رسیده بود. طوری که مرغها وقتی فهمیدن اینقدر باسن مبارکشون ارزش داره دیگه از تخم کردن امتناع میکردن… به قول بد بدخت کارگر ساختمونه که دیگه با گوجه کیلیویی 800 تومان و تخم مرغ دانه ای 100 تومان چی میشه خورد.
البته ی سری از فضلای اقتصاد دان کشور بر این باورند که مخالفای رئیس جمهور محبوب !!! که در بازار دستی دارن ( خدای ناکرده منظورشون اصلا آقای رفسنجانی نیستااااااااااااااا ) ی جورایی دارن بازارو به قول آمریکایی های جنایتکار می فاکونن
که از محبوبیت!!! این رئیس جمهور عزیزمون بکاهند.
- تبلیغات سنگین برای انتخابات خبرگان که البته من شاکیم !!! آخه برای چیزی که خود مردم با عشق و علاقه براش دست و پا میشکونن که لازم نیست بیت المالو دولت و صدا و سیمای محترم برای تبلیغات مصرف کنن.
متاسفانه لحظاتی پیش هم جناب سردار رضایی در سایت خبری مفیدشون یعنی بازتاب خبر فوت یک دختر خانم هشتاد ساله رو دقیقا زمانی که داشته برگرو می انداخته تو سولاخ صندوق رای به اطلاع ما رسوندن که خیلی غم انگیز بود
. اما از همه مهمتر که آیا برگه آخر داخل صندوق افتاد یا خیر؟ سوال اینجاست
… چون اگه نیافتاده باشه دیگه نمیشه بعد مرگ ایشون رای رو انداخت تو صندوق چون در حقیقت آدم مرده که حق رای نداره ….
- اینترنت پر سرعت و بدون فیلتر…. وای که چقدر لذت بخش که آدم با یک استکان چای گرم در سرمای زمستون حدود 50 دقیقه منتظر بمونه تا بتونه ایمیلشو چک کنه. اونم با استفاده از اینترنت سرعت بالایی که باز شدن هر صفحش اندازه باز شدن شکوفه های گیلاس
طول میکشه و در ضمن سایتهای مستهجن و غیر اخلاقی
مثل بی بی سی فارسی توش به لطف حکومت فیلتر شده اند.
- پروژه های کوچک و بزرگی که از اونجایی که یادمه شروع شدن و امیدواریم به عمر ما قد بدن که تموم بشن. نمونش برج بی نظیر میلاد
که در سالهایی که تمام کشورهای دنیا برای امر مخابرات خودشون در فکر ماهواره هستند توسط غیور مردان (هرچی کلمه خوبه برای همین آقایون و مردان هستش) کشورمون به عنوان برج مخابراتی با یک رستوران گردان بالای دود تهران طراحی شده و با دعای خیر مردم خوب کشورمون امیدواریم که یک روزی قبل از خدای ناکرده یک زلزله ای تموم بشه.
کمتر بگم که دیگه می دونم الان از شدت غرور تمام موهای بدنتون ( نمیدونم تمامش یا ی قسمتیشون
) سیخ شدن و اشک تو چشماتون حلقه زده….
تا فرصت بعدی که بازم بنویسم …
بوووووووس گرم
(هات) برای هم جنسای خودم تا باز آقایون از بی امکاناتی رنج ببرن
.
بابای ![]()
شبنم
