دختران شیطان بلا

بلا و ناقلا

 

 

دروووود به همه خانم خوشگلا و آقا بی ریختا

 

امیدوارم همه شما ها خوب باشید....

 

قبل از همه چی می خواستم ی نکته ای بگم که الهه جونم تو پست قبلی اشاره کرده .... ما اگه ی وقتا ی چیزایی در مورد آقایون می نویسیم ( البته حقشونه  ) خدای ناکرده قصد بی احترامی نداریم . ی آقایی خیلی جدی اومدن تو کامنتشون به ی قسمتهای پیچیده ای اشاره کردن که خوندنشو به همه شما توصیه می کنم و در اینجا از این آقا می خوام بپرسم که چه طوری و با چه وسیله ای میزان حال کردنو می سنجن؟؟؟؟؟؟ حتما ی دستگاهی اختراع شده که ما ها خبر نداریم ......

 

امروز می خوام براتون از دیسکو دنس سیار بنویسم تا اینقدره نرید اینور و اونور بگید ما تو کشورمون امکانات نداریم ....

 

من بهترین (پر نعمت ترین  ) دانشگاه ایران میرم که همتون اسمشو بلدید و احتیاجی به ذکرش نیست ... این دانشگاه همونطور که می دونید در حومه شرق شهر تهران واقع شده و برای رفتنش یا باید با ماشین پاپا جون بریم یا  خطی هایی رو سوار بشیم که صدبار تا دم مرگ میبرنت و یا باید از مینی دیسکو سیار ها استفاده کنیم ..... اینجانب همشونو به اندازه کافی امتحان کردم اما این آخریه ی چیز دیگست واسه همین می خوام تو این پست درباره اون براتون بنویسم...

 

سوار شدن تو مینی بوسهای خطی مرکزی –مجتمع اونم برای رسیدن به کلاس صبح مستلزمه ی کشتی اول وقته تو صف که اصولا توی این کشتی پسرا خیلی حالشو میبرن واسه همین من و ی عده دیگه که ی مقدار از این دوگولمون استفاده میکنیم وارد دشک نمیشیم  ... ی سری فردین هستن که با از جان گذشتگی میرن بالا و نصف مینی بوسو رزرو میکنن تا ما ها از بین غر غر های این و اون بریم بالا ... رژ لب غلیظ با موهای ژلی ی مقدار تو انتخاب شدن ما توسط فرادین (جمع فردین ) نقش عمده رو بازی میکنه  !!!!! وای از وقتهایی که گیر میدادن صفها باید جدا بشن ....

 

این از صبحها اما پنجشنبه بعد از ظهر ی گروه توووووووپ تشکیل دادیم و با یکی از راننده های تووووووووپ خط صحبت کردیم تا ی حالی به ما بده و بره ی جایی که مابقی نمیدونن کجاست !!! پارک کنه تا ما بریم ساعت 5 سوار شیم و روونه تهران بشیم .... مدیریت این دیسکو دنس با من و یکی دیگه از بچه هاست  . اولا پلیس راه یا شایدم نیرو انتظامی گیر داده بود که این مینیبوسها نباید پرده هاشون در حین رانندگی کشیده باشه ... نمیدونم می خوان تو رو دید بزنن که چی بشه .. به هر حال الان اوضاع بهتره و در دیسکو دنسی که به زور با سرت 40 کیلو متر به سمت تهران میره مقدمات ی شب جمعه توووپوو می چینیم  .. اینقدر می رقصیم که دیگه از نفس می افتیمااااااااا ... سیستم صوتی دی جی عزیزمون که دیسکو رو می رونه !! هم توپههههههههه. خلاصه موزیک توپ دی جی توپ دیسکو توپ بچه ها توپ دیگه چی می خوایم اینهمه امکانات ....

 

البته شازده پسرا پنجشنبه نیان ساعت پنج رودهن گردی تا ما رو پیدا کنن چون ترم تابستون واحد بر نداشتیم  ... طرح یک طرح قدیمی بود که از ورودی های هفتاد و هشت به ما رسید . البته از قبل به اونها به ارث رسیده بود و بعد از اون هم ما وظیفه به ارث رسوندنشو به نسل جوون داریم !!!!!!!

 

اینم از ماجرای دیسکو دنس سیار .. هر سوال تخصصی دارید تو کامنت بپرسید جواب میدم ...

 

اینجا لازمه عرض کنم که فردین مرد بزرگواری بود و اگه من جسارتا نام شریفشو برای این موضوع اوردم به علت نقشهای خاصی بود که بازی میکرد (جوانمرد)  وامروزه به عنوان یک اسلنگ به کار میره ... خدابیامرزدش...

 

در آخر هم برای راه و ترابری کشور متاسفم که جاده ای که ما توش تردد میکنیم فقط ی تونل کوچیک بیشتر نداره .........................

 

دوستون دارم ... (البته پسرا خوشحال نشن . شما ها رو نگفتم )

 

بووووووووووس  

بابای

 

   

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1384ساعت 9:17  توسط الهه و شبنم  |