تبليغاتX
دختران شیطان بلا - چه خبر از کجا ؟؟؟

دختران شیطان بلا

بلا و ناقلا

 

 

سلام سلام صد تا سلام......

 

حال شما چطوره؟ چه خبرا؟ (یا به قول مالزیاییها : apa kabar?   )

 

امیدوارم زندگی اونطوری که می خواید بگذره و همه چیز ردیف باشه....

 

من که بد نمیگذرونم مخصوصا با دوستای جدیدم که خیلی هم باحالن  . البته بهشون نگفتم که وبلاگ دارم پس واسه این ننوشتم که باحالن که فکر کنید میان اینجا رو می خونن ، واقعا باحالن  .

 

جاتون خالی اینجا ی دیسکوی ایرانی ها هست که شنبه شبا رو میرم اونجا همچین ی خستگی در میکنم  (البته ماه رمضونه کمتر میرم  ) .

فعلن هم ی کلاس زبان سوری اسم نوشتم که ویزا داشته باشم تا کارای پذیرشم از دانشگاه درست بشه ( من که زبانم توپه نیازی به این جور کلاسا ندارم  ) .... می خوام حسابداری بخونم شاید بخندید بگید که من رشتم زبان بوده چرا رفتم سر وقت حسابداری ... عرض کنم به شما که وقتی از لحاظ موقعیت شغلی بررسی کردم دیدم رشته خوبیه . تازشم من که با زبان خوندن چیزی رو از دست ندادم زبان تو هر رشته ای بدرد می خوره....

 

اینجا پر مارمولک و بزمچه و سوسماره ، کلافم کردنا  . من از اینا نمی ترسما اما ی جوریم میشه ... مثلا وسط خیابون ی دفعه ی سوسمار جلوت سبز میشه خوب خیلی جالبه نه؟؟؟؟

 

بجاش سنجابای خوشگل مامانی داره . آدم می خواد بخوردشون

 

راستی چند روز پیش توی فروشگاه یک قسمت فروش موش بود که رفتم جاتون خالی کلی موش بازی کردم  .

 

ی چنتا دوست چینی پیدا کردم خیلی جالبن ، وقتی اوایل حرف میزدن جلوی خندمو نمی تونستم بگیرم ، زبانشون خیلی بامزست . انگار فقط از دو سه تا صدا تشکیل شده ... دین اغلب چینی های اینجا بودیسم هستش. ی چنتا از معابدشون هم رفتم و جلوی خدای شکم گندشون میوه گذاشتم شاید شب بیاد بخوره  ...

 

خوب اومدم اینجا ی چیزایی بنویسم و برم.

 

قربون دخترای گل ایرانی برم که نمونشون هیجا پیدا نمیشه اما حیف که این داش آکلای به اصطلاح خودشون داش مشتی، قدر ما ها رو نمی دونن . باید خدا از این دختر چینی ها نصیبشون میکرد تا بفهمن دنیا دست کیه  .

 

راستی ی دوست عزیزی هم که خیلی مردونگی کردن اعلام آمادگی برای ایجاد چت روم تو این وبلاگ کردن باید عرض کنم باید با الهه جونم تماس بگیرم ببینم چی میفرمایند و بعد باهاتون تماس میگیرم...

از این آقایون گل هم پیدا میشن که آدم دیگه خیلی نا امید نشه  ...

 

برم بگیر لالا کنم که دیشب تا دیر وقت بیدار بودم ....

بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس     و مواظب خودتون باشید

 

شبنم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 8:44  توسط الهه و شبنم  |