مي دوني اگه من مي خواستم يه مرد بيافرينم چه شكلي مي آفريدم
يه دماغ گنده و درااااااااااااااااااااااااز ( به خاطر دروغ گفتناش)
يه چشم از حدقه زده ، مثل قورباغه( براي اينكه بهتر بتونن ديد بزنن)
يه ابروي پرپشت كه خداي نكرده چشمانشون تو نور آفتاب هنگام ديد زدن درد نگيره و نيازي به عينك آفتابي پيدا نكنند
يه لب و لوچه بزرگ كه سخنان گهر بارشون بيشتر توش جا شه
يه گوش مثل باله ماهي براشون مي گذاشتم . چون اونا فقط حرف هايي رو مي شنون كه ازشون تعريف شه و از خير بقيه حرف ها مي گذرند.
يه هيكل گنده كه مجبور نباشن خودشون با قرص و گرد بادكنك كنند.
يه پوست مار . جون مرتب پوست اندازي مي كنند
يه رنگ متنوع مثل آفتاب پرست. جون مرتب بسته به شرايط رنگ عوض مي كنند
يه مشام قوي كه بتونن بوي خانم هارو از فاصله هزار متري تشخيص بدن تا خداي نكرده بي نصيب نشن.
يه دم دراز ه زنگوله دار كه ديگه نخوان به خودشون فشار بيارن هر جايي رفتن با سر و صدا و ....... خود نمايي كنند
و در آخر يك روبات كه براشون غذا درست كنه و ترو خشكشون كنه . يه ماشين ار ضا كنده با شارژ برقي با ضمانت نامه پس از مرگ.(از الهه)
